پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - كژتابى واقعيتها - میراحسان احمد
كژتابى واقعيتها
میراحسان احمد
از خلال تصاوير هر شبه تلويزيون كدام آگاهى به ذهن مردم هجوم مىآورد؟ آيا اين سريالها گوياى حقيقتى ارزشمند هستند؟ همه سريالها از يك قماش نيستند. سريال «دوران سركشى» ، در حد يك فيلم سينمايى ارزشمند، واقعگرا و حاوى نگاهى عميق به يك بحران اجتماعى است كه حق است همه به آن بينديشيم. در اين سريال، همه آن عوامل كدر اجتماعى اعم از رابطه خانوادگى و مناسبات غلط و دامچالهاى زندگى عمومى بهدرستى تصوير مىشوند تا نابودى دخترى بىپناه را به تصوير كشند كه ما به راحتى به نام دختر خيابانى، طوق لعنت را به گردنشان مىاندازيم.
از سوى ديگر سريال پليسى «خواب و بيدار» از نظر پرداخت تصويرى، واقعا اثر قابل قبولى است كه تماشاگران زيادى را به خود جلب و سرگرم كرد. از نظر فرم سينمايى و تعليق و شخصيتپردازى و فضاى پليسى اين سريال واقعا موفق است; ولى پرسش آن است كه آيا در سريالهاى پليسى غربى نيز عنصر جذاب آن شخصيت منفى جنايتكار است، و در عوض پليسهاى آن، كليشهاى و نچسب به نمايش گذاشته شوند؟
در اين سريال همه تماشاگران با رؤيا نونهالى - زن جنايتپيشه - همدلى داشته و در انتها هم او تطهير شده است. او با قهرمانبازىها، پشتك واروها و فرارها و گريزهاى شجاعانه و هوش و زيبايىاش، واقعا براى تماشاگران جذاب بود. اين محتوا با نگاه درستسريال دوران سركشى كه اثرى زيبا و درام مستندگون بهشمار مىآيد، هيچ سنخيتى ندارد.
از سوى ديگر سريال طنز پاورچين با موفقيت فراوانى به پايان رسيد، و نشان داد اگر كار را به كاردان بسپاريم، هم مردم راضى خواهند بود و هم تلويزيون كسب آبرو خواهد كرد.
در اين سريال، انتقاد اجتماعى از برخورد خرافات با مدرنيزاسيون وارداتى، و انتقاد از روابط فاسد ادارى و انتقاد از روابط خانوادگى، به نحو جذاب و با داستانهاى شيرين به هم آميخته است. در عوض سريال «كلانتر» با آنكه مىخواهد اثرى پليسى باشد، واقعا از نظر ساختار، نه تنها به اندازه «خواب و بيدار» موفق نيست، بلكه آميختگى آن با ژانر خانوادگى، كاملا ويژگىهاى سريال پليسى را حذف كرده است.
كلانتر، كلمهاى است كه در سيستم پليس ايران جايگاهى ندارد و ما را به ياد فيلمهاى وسترن و پليس آمريكايى مىاندازد. اما خود سريال هيچ اثرى از ماجراهاى پليسى ندارد. بازيگر خوشسيماى آن، يك پليس جذاب مىتوانستباشد، اما آنقدر سهم او در داستان سرد و بىرنگ و بوست كه هيچ هيجان و كششى ايجاد نمىكند. احساسات اين پليس، هيچ اعتمادى در تماشاگر بر نمىانگيزد و اساسا با الگوى يك پليس هوشمند و خونسرد كه وظيفه او كشف جنايت - نه احساسات رقتانگيز - است، بيگانه به شمار مىآيد. كارگردان مىخواست از نوذرى يك «پدر پليس» بسازد ولى حقيقت آن است كه اين نقش از آب در نيامده و نوذرى جوانتر از آن است كه تماشاگر از اين نظر او را باور كند.
دور بودن سريالهاى تلويزيونى از واقعيتها و بحرانهاى مهم اجتماعى، يكى از عوامل شكست آنهاست و يا حتى در صورت اجراى خوب، حاوى بد آموزى است، در عوض سريالهايى چون «دوران سركشى» همان آثار نمايشى است كه با الگوى يك تلويزيون آگاهكننده اسلامى سازگار است. آيا مردم بارها نشان ندادهاند كه خواهان آثار ارزشمند و واقعگرا و آگاهىبخش و درست از نظر ساختار، و قوى از نظر بيان هستند.